مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
83
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
اسمر : گندمگون است . اكهب : سرخى است مايل به سياهى . ارضه « 1 » : حيوانى است كه در چوب پيدا شود و آن را خورد . آبزن : ادويهاى چند جوشانيده را گويند كه مريض را در آن بنشانند . التيام : به هم پيوستن دهان جراحت است و گوشت نوى صالح در آن رستن . « 2 » التحام : التيام است . اغصان : جمع غصن است و آن شاخ درخت و نبات است . ادرار بول و حيض و عرق : راندن بول و حيض و عرق است . امتلا : پرى است . احتقان : حقنه كردن « 3 » است و آن معروف است . افراط : از حدّ درگذشتن . انضاج : در لغت پختن است « 4 » و در اصطلاح طبّ عبارت است از معتدل گردانيدن قوام اخلاط و موادّ به آنكه رقيق را غليظ گرداند و غليظ را رقيق ، تا به حدّ اعتدال رسند . احتراق : سوخته شدن . انحلال : از هم جدا شدن و از يكديگر گشاده شدن . اصحاب كدّ « 5 » : كسانىاند كه كارهاى صعب با تعب كنند . احداث : از نو پيدا كردن . اوعيه : جمع وعاء است و « 6 » وعاء ظرف و جاى چيزهاست .
--> ( 1 ) . ارضه : همان موريانه است . ( 2 ) . م : رستن در آن . ( 3 ) . حقنه : فروبردن مايعى از مخرج زيرين به معده تا سدّهها و بادها بگشايد ، كه همان تنقيه يا اماله كردن است . ( لغتنامه ) ( 4 ) . س : - است . ( 5 ) . كدّ : در لغت به معنى جدّ و جهد و كوشش با رنج و سختى است . ( 6 ) . م : - است و .